محمد مهدى ملايرى
87
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
زبان عربى با همان صورت فارسى آن بگويد يا بنويسد . چنين كارى در آن زبان نه بر معرفت گوينده يا نويسنده به زبان فارسى ، بلكه بر جهل وى به اصول و مبانى زبان عربى حمل خواهد شد . زبان فارسى هم از اين قانون طبيعى خارج نيست . مطلب دوم اينكه از روش سيبويه در تدوين قواعد عربى مىتوان براى تدوين يك دستور جامع و مانع فارسى بهرهء فراوان برد . توضيح اين اجمال آن كه : دانشمندان گذشتهء اين سرزمين بيشتر توجهشان معطوف به صرف و نحو و اشتقاق عربى بوده و به زبان فارسى كه آن را از راه طبيعى مىآموختهاند . به همين علت يا به علتهاى ديگر ، توجهى نداشتهاند تا به تدوين قواعد آن بپردازند . از اينرو در عصر اخير هم كه تاريخ آن از يك صد سال پيش جلوتر نمىرود وقتى كسانى در صدد برآمدند كه براى زبان فارسى در جنب صرف و نحو عربى قواعدى ترتيب دهند آن را از صرف و نحو عربى گرفتند ، يا به صورت ترجمه گونهاى از آن و يا به تقليد از مباحث و تقسيمبندىهاى آن ، و مسلم است كه آنچه بدينترتيب بوجود آمد چيزى نبود كه بتوان نام دستور فارسى ، بدان معنى كه امروز از آن مىفهميم ، بر آن نهاد . گرچه از آن به بعد با كتابهاى ديگرى كه در اين زمينه هم به وسيلهء استادانى سرشناس و هم به وسيلهء فاضلانى علاقهمند تأليف شد دستور فارسى به تدريج متناسبتر با زبان فارسى گرديد و بسيارى از ضوابط و قواعد زبان فارسى را دربر گرفت ، ولى به سبب آنكه راه روشنى كه ريشه در اصل زبان داشته باشد و همهء مؤلفان مكلف به پيروى از آن باشند در ميان نبود و هرمؤلفى يا برحسب ذوق و سليقه و استنباط و زمينهء فرهنگى خود ، يا به سبب اثرپذيرى از دستور زبانهاى ديگر ، روشى خاص برگزيد ، اين كار از يكسو به آشفتگى و هرجومرج در دستور زبان فارسى انجاميد « 1 » كه از كارآيى آن كاست ، و از سويى ديگر مباحثى به دستور زبان فارسى راه يافت كه نه
--> ( 1 ) . شرح اين آشفتگيها را در دو خطابهء استادان فقيد جلال همايى و احمد بهمنيار ، يكى با عنوان « دستور زبان فارسى » و ديگرى با عنوان « املاء فارسى » كه در فرهنگستان ايران ايراد كردهاند و در نامهء فرهنگستان ، شمارههاى 1 - 4 چاپ شده ، مىتوان يافت .